به نام آنکه همه دوستش داریم ...

طلاب علوم ديني كه به علت بي استعدادي يا اشكالات خانوادگي نمي توانند تحصيل درستي كنند و به

 

 درجه فقيد و محدث برسند ناچار رشته منبر را پيش مي گيرند و چون از تحصيل علوم اسلامي عاجز

 

 مي مانند به تبليغ و تعليم مي پردازند.

  

حالا اين طلبه رفوزه ناچار بايد منبر را انتخاب كند و حقايقي كه نتوانست فرا گيرد به مردم بياموزد!

 

 در نخستين قدم مسئله "بازاريابي" برايش مطرح است. بانيان مجالس و حاجيان محترم و متنفذ و

 

 متوليان موقوفات و مساجد و تكايا و روساي هيات و حاجيه خانم هاي مجالس انواع روضه هاي

 

 ارثي و هفتگي و ماهيانه و موسومي و پارتي هاي ديني و ديگران و ديگران بايد متوجه وجود آقا

 

بشوند و محاسن و مزاياي كالاي جديد را از قبيل دنگ صدا ، قلقله ، گرمي لحن ، جوهر آواز ،

 

 نورانيت بشره ، ملاحت بيان ، طمانينه حركات ، صنعت سرفه و فن گريز و ختم دعا هزار نكته

 

 باريكتر از موي ديگر كه در اين حرفه امربه معروف و نهي از منكر هست و مجموعا ً

 

استانداردهاي تعيين شده رسمي را براي عرضه آن تشكيل ميدهند. بعد از كلي مطالعه كتب مختلفه

 

از قبيل روضة الشهدا و كشف الغمه و.... استخوان بندي كلي چند تا روضه را مي سازي و يك خطبه

 

حسابي از ميان خطبه هاي اهل منبر انتخاب ميكني و ميگذاري بالاش و چند تا شعر و نوحه جگر

 

 خراش برمي داري بر دست هر مطلب و براي رفع كسالت چند تا جك اخلاقي و ديني هم از گوشه و

 

كنار دست و پا مي كني و چند تا حكايت هم ميگذاري كنار بعنوان زاپاس يا كباب اضافه! ده دوازده

 

 تا روايات متناسب كه داراي نتايج اخلاقي خوبي باشد در بي ارزشي دنيا و بي اعتنايي به پول و

 

 ثروت و تحقير كار و تلاش براي زندگي و... و همه اين حقايق و آيات و روايات واشعار و تمثيلات

 

 و خطابات را جوري پشت سر هم به زنجير مي كشي كه سروقت حساس ترين "آكت" كه اوج نقطه

 

 تحريك است برسي و ميزني به زير آواز و شروع "چهچه" ديني كه واقعا اصل مصيبت است!

 

مثل ناشي ها نكند آهسته آهسته يواشش كني و رفته رفته خاموش شوي ، نه ، آخرين جمله را

 

 جانگدازترين جمله را ، ديگر زبانم ياراي گفتن ندارد ، يعني كه ديگر خودتان آن را در ذهنتان

 

تكميل كنيد! آنچه هنرمندان امروز اروپا تازه فهميده اند كه هنرمند نبايد تمام كاررا خودش انجام

 

 دهد و شنونده و يا خواننده را نبايد در حالت انفعالي و منفي بگذارد ، بلكه بايد با ناتمام گذاشتن

 

 برخي نكته ها خواننده يا شنونده را در برابر يك  اثر هنري كه پيش رو دارد ، مسئول و دست اندر كار

 

احساس كند. مرحله بعد لباس تمام رسمي پوشيدن و در حجره بستن و چند تا متكا روي هم

 

گذاشتن و ننشستن جلوي آينه و پس از قرائت آرام و پر وقار و شمرده، وارد متن شدن و خطاب

 

 اي مردم! آي همشيره! آي تاجر و... دقت و وسواس و مواظبت بر دست وبال افشاندنهاي متناسب

 

 با موضوع و انگشتها را مخروطي كردن و به نوبت نوك مخروط را بر دهانه غنچه دلها به اشاره

 

 نزديك كردن و بلافاصله مخروط را گشودن و دست ديگر را وارد معركه كردن و نقشهاي

 

 تعيين شده حركات سر و چشم و ابرو و گردن و شانه و غيره...مرحله بعد اساسي ترين مرحله

 

 است. بهترين روضه ، بهترين اجرا، اما مردم از كجا بفهمند؟ 

 

 نخجيرگاه : باني مجلس: علما! مردمي انبوه آمده اند از همه جا و همه طبقات ، براي زيارت آقا

 

و درك ثواب حضور در منزل آقا، اينكه چه كسي به منبر مي رود و چه ها مي گويد مطرح نيست. به

 

 مجلس عالم شهر كه براي علم نمي آيند، براي ثواب ميايند! روضه خوان تازه كار در گرماگرم

 

 مجلس در روزهاي مخصوص ازدحام مردم مي پرد بر سر منبر ، نخستين پله هاي ترقي و نام و

 

نان و دين و دنيا را مي پيمايد و آقا ميشود يك واعظ مشهور. چنين است آنچه در زمان ما ميگذرد

 

 و اين است سرگذشت كساني كه سرچشمه تغذيه معنوي جامعه مايند و مردم ما ايمانشان را و

 

شناختشان را از آنان مي گيرند و چنانكه مي بينيم همه سر و ته يك كرباسند و متقدم و متجدد ،

 

 مذهبي و غير مذهبي ، چپ و راست و روشنفكر و تاريك فكر، در اينجا كه ماييم از يك جنس اند،

 

طرز تهيه و مورد استعمالشان هر دو يكي است.