به نام آنکه همه دوستش داریم ...

 

 

اساس مراسم عزاداری مسیحیان بر نمایش زندگی شهدای نخستین نهضت مسیحیت و نشان

 

دادن مظلومیت و شهادت آنان در دوران حکومت شرک و کفر و امپراطوری وحشی سزارها

 

و سرداران آنها است و نیز شرح حال حواریون و بخصوص تراژدی مریم و بیان فضائل و

 

کرامات و رنج ها و مظلومیت های او ، از همه مهمتر احیای خاطره خونین عیسی مسیح

 

و شکنجه ها و ظلم ها و سختی هایی که او از قوم خود و از ظلمه (رومی های بی رحم) تحمل

 

کرده است ، تحت عنوان مصائب ( Passions ) که مراسم و اشکال برگزاری و نمایش

 

و بیان آن تقلید و اقتباس شده است و در خدمت تاریخ خاص شیعه و بیان مصائب اهل بیت و

 

حضرت فاطمه و بالاخص شهادت امام حسین و خاندان و اصحاب بزرگوارش قرار گرفته است.

 

مراسمی از نوع تعزیه گردانی ، شبیه سازی نعش و علم و کتل و عماری و پرده داری و

 

شمایل کشی و معرکه گیری و قفل بندی و زنجیر زنی و تیغ زنی و موزیک و سنج زنی و

 

تعزیه خوانی و فرم خاص و جدید و تشریفاتی "مصیبت خوانی و نوحه سرایی جمعی " که

 

همه شکلش اقتباس از مسیحیت است و هر کس با آن آشناست به سادگی تشخیص می دهد

 

که تقلید است.

 

قفل زنی و سینه زنی ، زنجیر زنی و تیغ زنی حتی هم اکنون ، به همین شکل در لورد(Lourdes )

 

سالیانه در سالروز شهادت مسیح برگزار می شود و این است که با اینکه از نظر اسلامی این

 

اعمال محکوم است ولی همواره و همه ساله در این دو سه قرن اخیر انجام می شده و این در

 

عین حال که شگفت انگیز است ، روشن کننده این است که این مراسم ابتکار سیاست بوده

 

است. این مراسم غالباً به روشنی با سنت ها و حتی احکام شرعی منافات دارد ، حرمتی که

 

مسلمان و شیعه برای ائمه و خاندان پیغمبر قائل است پیداست و در عین حال در شبیه ها

 

یک نره مرد نتراشیده سکینه می شود یا زینب و در صحنه حاضر می شود. شبیه و تعزیه

 

و نعش ، تقلید کورکورانه از مراسم میسترهای هفتگانه (7Mysteress ) و میراکل( Miracles )

 

و نمایش نعش عیسی بر صلیب و فرود آوردن و دفن و صعود و دیگر قضایا است.

 

نوحه های دسته جمعی درست یادآور کرهای کلیسا است و پرده های سیاه که به شکل خاصی

 

بر سر در تکیه ها و پایه ها و کتیبه ها آویخته می شود و غالباً اشعار جودی ومحتشم و غیره

 

بر آن نقش شده ، بی کم و کاست از پرده های کلیسا در مراسم تقلید شده  و شمایل گردانی و

 

نقش صورت ائمه و دشمنان و حوادث کربلا و غیره که در میان مردم نمایش داده می شود ،

 

پرتره سازی های مسیحی است؛ حتی اسلوب نقاشی ها همان است ، در حالیکه صورت سازی

 

در مذهب ما مکروه است ، حتی نوری که به صورت یک هاله ، گرد سر ائمه و اهل بیت دیده

 

می شود درست تقلیدی است و شاید با فره ایزدی و فروغ یزدانی در ایران باستان توجیه شده

 

است. این مراسم و تشریفات رسمی و بخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی ، همه فرم هایی

 

تقلیدی از عزاداری و مصیبت خوانی و شبیه سازی مسیحیت اروپایی است. گاه حتی بقدری

 

ناشیانه این تقلید را کرده اند که شکل صلیب را هم که در مراسم مذهبی مسیحی ها جلوی

 

دسته ها می برند ، بدون اینکه کمترین تغییری در آن بدهند آوردند به ایران و همین الان هم

 

بدون توجه به شکل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت ، جلوی دسته ها راه می برند و همه

 

می بینند که شاخصه نمایان هر دسته ی سینه زنی همین صلیب بمعنی " جریده " است و

 

در عین حال در نظر هیچکس معلوم نیست برای چیست؟ و هیچکس از آنهایی که آنرا

 

می سازند و حمل می کنند ، نمی دانند برای چه چنین می کنند؟! اما با اینکه این جریده در میان

 

ما هیچ مفهومی ندارد و کاری نمی کند ، همه ی شخصیت و عظمت و افتخار یک دسته به

 

همان جریده اش وابسته است. دعواها سر جریده است. ارزش و اعتبار و شکوه و فداکاری ،

 

اندازه ایمان و شور دینی یک دسته به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریده اش بستگی

 

دارد. جریده نه تنها از نظر شکل همان صلیب است بلکه از نظر لفظ هم همان اسم صلیب است

 

که همراه مسمی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده است، چون کلمه جریده نه

 

در فارسی و نه در عربی با این شکل هیچ مفهومی ندارد.

 

دکورها و پوشش ها و پرده هایی که در اروپای شرقی و ایتالیا و غالب کلیساهای کاتولیک

 

وجود دارد و همه می بینند با همان شکل به ایران آمد و چون مسجد امکان پذیرش این مراسم

 

و این تزئینات جدید را نداشت و برای چنین کارهایی ساخته نشده بود ، ساختمان هایی خاص

 

این امور بنا شد به نام: تکیه !

 

 

یا علی مدد ...

 

صلیب اسلامی !