به نام آنکه همه دوستش داریم ...

 

تمدن، پیشرفت و . . . هم ممکن است عامل استحمار شوند؛ در عربستان سعودی نمونه های این پیشرفت

استحماری بسیار به چشم می خورد. عرب بیچاره در آنجا مثلا یک راننده تاکسی است. در آنجا کادیکلاک

مثلا ً ۲۷ هزار تومان است اما در آمریکا ۳۰ هزار تومان، یعنی ارزانتر از آمریکاست و جریمه و آیین

راهنمایی و رانندگی را هم ندارند. چون شرعا ً خوب نیست و اشکال دارد. پلیس های آنجا یک میله آهنی

دستشان است که راننده ای که مثلا ً به اندازه هزار تومان تخلف کرده، دقی می زنند روی کاپوت

ماشین اش ، اسقاط و قراضه اش می کنند که جریمه نگیرند ! زیرا از لحاظ  شرعی مشکل دارد. ولی

با همان پای برهنه که هنوز قاچ قاچ است و معلوم است که پارسال از صحرا آمده و قبلا ً شترچران بوده

و زندگیش در بادیه می گذشته، حالا رانندگی یاد گرفته، پشت یک فورد، یک شورلت می نشیند و آن چنان

پز می دهد که اصلا ً خود آمریکایی هم به گردش نمی رسد( شما که با این پزها آشنا هستید و شب و روز

می بینیدشان ! ) خیال می کند مال خودش است و نمی داند که تا کجا کلاه سرش گذاشته اند.

پزهای ما اینطوری است، پز تمدن مصرفی. به شما بگویم که تمدن مصرفی از وحشی گری بدتر است.

آدمی که فقط در "مصرف" متمدن می شود وحشی از او مترقی تر است. چرا؟ برای اینکه وحشی شانس

متمدن شدن از طریق تولید را دارد اما آنکه مصرف کننده می شود، بی آنکه تولید کننده باشد شانس

تولیدش را بطور طبیعی از دست می دهد.

همین راننده تاکسی  هفت تا ، ده تا شتر در صحرا داشته و به این حاجی ها که در آنجا قربانی می کنند،

فروخته و قسط اول این کادیلاک آقا را پرداخته و بقیه قسط هایش را هم آنقدر جان کنده تا پرداخته، اما

حالا چه دارد؟ ماشینی که همه اش در جریمه رفته است و فقط پزش مانده ! شترها را فروخت، چند روزی

به جای شتر ، توی کادیلاک نشست . دستور داده بود تودوزیش را از لیف خرما درست کرده بودند و هزار

و یکی از این رقاص بازی ها که مثلا ً عربی باشد ! پس از دو سال ، سه سال، شترها رفته اند و یک

تکه آهن هم دارد. خودش مانده و هیچ. یا باید برود یک جایی دزدی کند یا گدا بشود یا نوکر کسی شود و

یا در جایی بمیرد. این سرنوشت محتومش است. اما بقدری دعا گویند، بقدری خوشحالند که می گویند

معجزه شده، آقا شما اگر ده سال پیش اینجا می آمدید مگر اتومبیل بود؟ همه اش شتر بود و بدبختی.

همه اش با شتر می رفتیم و می آمدیم؛ اما حالا ماشاالله با جت های بوئینگ، اتومبیل های فلان، تا جایی

که امروز اگر یک پژو دست یک عرب ببینید ، می بینید که خجالت می کشد که پژو دارد ! " خوب پیشرفت

کردیم دیگر" بله که پیشرفت کردید ! امروز اگر یک اروپایی ، یک آمریکایی وارد ریاض بشود، واقعا ً

چشم هایش لنگه به لنگه می شود از آن همه لوکسی، از آن همه اتومبیل نو، صد در صد مدل روز. در

هیچ کشور دنیا این طور نیست. از اروپا به خاورمیانه که می آیی هر کشوری به همان میزان که از 

لحاظ سطح اقتصادی معیشتش عقب مانده تر است، به همان میزان از لحاظ لوکس بودن و سطح تجمل 

پیشرفته تر است، بطوریکه وقتی از پاریس پرواز کنی به دارالسلام(پایتخت تانزانیا) که وارد بشوی،

از زیبایی و شکوه و جلال ساختمان ها خیره می مانی با آن اتومبیل های آخرین مدلش !

تجمل یعنی چه؟ یعنی پیشرفت در مصرف، تمدن در مصرف؛ آنچه که همه ماها را در پایش قربانی 

می کنند تا شانس تولید را از ما بگیرند. هم تولید فکری و هم تولید اقتصادی و ماشینی را. به چه وسیله؟

به وسیله تقلید، تقلیــــــــد . . .

 

یا علی مدد...