مسولیت روشنفکر
به نام آنکه همه دوستش داریم...
در جامعه ما عده ای چون از گوشه و کنار شنیده اند که در اروپا، روشنفکران مذهبی نیستند
خیال کرده اند آنها هم باید ضد مذهبی باشند و هر کس با مذهب، هر مذهبی و در هر شکلی و
در هر وقتی، مخالفت کرد، یک روشنفکر اروپایی می شود ! این است که من بسیار شده که
نظریه ای را طرح کرده ام جزء مبانی اصلی روشنفکری است اما او نخوانده و نشنیده
و نفهمیده ، با آن مخالفت کرده است، تنها به این دلیل که یا اسمی از اسلام در آن برده شده
یا تنها به این دلیل که شنیده من دارای گرایش مذهبی هستم، اغلب کتابهای مرا از پشت جلدش
رد کرده اند ! درست شبیه مقدسین متعصب ما که تمام حرفهایم را از روی لباس و قیافه ظاهریم
محکوم می کنند و فقط به دلیل داشتن مثلا ً "ته ریش" به خود اجازه می دهند که علیه من
فتوی صادر کنند و حرف مرا نفهمیده و حتی قدرت قرائت عبارتش را نداشته، طرد کنند.
این است که می گویم این ها هر دو سر و ته یه کرباسند، گول تضاد عنوان ها را نباید خورد !
خوشمزه تر از همه، حرف یکی از روشنفکران بود که استدلال مرا نمی توانست رد کند و ناچار
قبول کرد ولی گفت: حرفهای شما درباره ی اینکه اگر به فرهنگ خودمان و به مبانی مترقی
فکری اسلامی برگردیم، جامعه مان شخصیت مستقل و متحول می یابد درست و اینکه می گویی
این که هست خرافات مخلوط به اسلام ِ مسخ شده است ، صحیح و اینکه می گویی اسلام حقیقی
یک مذهب حیاتی و اجتماعی و آگاهی بخش و مترقی است و اگر روح و فرهنگ آن که در میان
ما هست احیاء بشود، می توانیم در برابر هجوم غرب بایستیم و استقلال انسانی و معنوی هم
بگیریم و توده را که دارای ایمان مذهبی است با این نیرو به حرکت و بیداری واداریم، راست
و قبول داریم که اسلام حقیقت است و آن هم یک حقیقت لازم و مفید و مورد نیاز ما، ولی تا کی
این افکار انحرافی و اسلام مخلوط فعلی را کنار بزنیم و اسلام حقیقی را احیاء کنیم ؟
این کار خیلی مشکـل است، بهتر نیست بگوییم اصلا ً مذهب را ولش ! دین را از ریشه بگذاریم
کنــــار بعد که کنارش زدیم آنوقت صاف و راست به مردم بگوییم راه این، چاه این ؟
به او گفتم: بعلت اینکه مشکل است دلیل نمی شود که ولش کنیم. اگر می گویی اسلام درست
است، حقیقت دارد، یک فکر مترقی و ارجمند و واقعی است، خود به خود به آن معتقد می شویم،
دّ رّ ک که مشکل است، علمی می شود یا نمی شود؟ من نمی توانم بگویم آقا من یک دینی دارم و یک
مکتبی هست که درست است،
حقیقت واقعی و علمی است، اما آن را طرد می کنم و قبولش ندارم چون احیاء و اجرای آن در
جامعه فعلی و شرایط کنونی مشکل است و خیلی طول می کشد، ناچار آن را از ریشه رد می کنم
و می رویم دنبال یک فکر و مکتب اعتقادی دیگری که آسان باشد و زود بشود رواجش داد !
این وبلاگ اشاعه دهنده و بیان کننده تفکرات معلم شهید دکتر علی شریعتی از منظر اینجانب