جادوی سیاه
به نام آنکه همه دوستش داریم...![]()
راست است ، اینها چیزی نیست ، مگر با آن همه نفرتی که پیغمبر و علی از خرید و فروش انسان داشتند همین روحانیت (به نام فقه سنت یا فقه اهل بیت) در زیر عنوان روشن و مترقی "عتق"(آزاد کردن برده که تنها باب مشخصی است که در آن فقه اسلامی از برده سخن می گوید) قرن ها اصل بردگی و حکم خرید و فروش برده را رسماً و علناً در حوزه علمی اسلام تدریس نمی کردند و هم اکنون نیز (بی آنکه رسوایی آن را احساس کنند) تدریس نمی کنند؟ و حتی در قرن بیستم به دنیا اعلام نمی کنند که اسلام دین بردگی است و حتی هم اکنون نیز هر کسی از نظر شرعی مجاز است که انسان بخرد و بفروشد؟ مگر رسماً به یک روشنفکر امروز نمی گویند که اگر سمفونی پنجم بتهوون را (که آزادی اراده انسان را در قبال سلطه جبر و زنجیر سرنوشت حکایت می کند) حتی اگر گوش بدهی حرام است ، اما اگر هم اکنون دختری یا پسری را به عنوان کنیز و غلام از پدرش یا خواجه اش ابتیاع کردی حلال است. چرا احکام آزادی برده را بصورت احکام بردگی انسان ارائه می دهند؟
پیداست که چرا ، چون حکام ، تجار ، خلفا ، سلاطین و فئودال ها به کنیزکان و غلام بچگان و عمله خلوت و جلوت و حیوانات زبان بسته ی دو پا برای حرمسراها و دربارها و باغ ها و املاکشان هم علاقه داشتند و هم احتیاج! و این است که هر کسی که اندکی با روح قرآن ، بینش انسانی پیغمبر و مکتب آزادی بخش علی آشنا باشد می داند که اگر رژیم قرآن و سنت ، با رویه علی ادامه می داشت شکل خاصی که اسلام برای مبارزه ی زیر بنایی و در عین حال نفی اخلاقی و انسانی بردگی انتخاب کرده بود، در همان قرن اول بردگی را ریشه کن می کرد و حرکت فقه اسلامی به سوی تحریم مطلق بردگی پیش می رفت. ولی این ها بردگی را با توجیه فقهی تحکیم کردند و چنان استوار که کسی در قرن اخیر نیز جرات آن را نکرده است تا رسماً تحریم کند و حتی در بازاری که برده ای نیست تا خرید و فروش شود ، هنوز جرات آن را ندارد تا احکام خرید و فروش برده را لااقل تدریس نکنند ! امروز اسکناس پول نیست ولی برده کالا هست !
از حقوق ملتی بر نفت اش سخنی نیست و از حقوق خواجه بر عبدش سخن ها است. سرمایه داری و بورژوازی و اقتصاد استعماری و روابط اقتصادی و حق کارگر بر کارفرما و دهقان بر ملاک و مصرف کننده بر تولید کننده و بانک و وام و ....... را فقه اسلامی نمی شناسد و آن همه نظریات علمی و موشکافی های فقهی درباره شکل پرداخت دیه به صاحبان بنده ای که به شراکت او را خریده اند و نصفش متعلق به یک خواجه است ونصف دیگرش مال خواجه دیگر و قرار گذاشته اند یک روز برای این کار کند و یک روز برای آن و اگر سنگی بر سرش زدند دیه اش را باید به کدامیک از دو خواجه اش بپردازند و چگونه؟!
ما در ایمان خود و نیز در میان همه روشنفکران و آزادی خواهان و انسان دوستان جهان ، اسلام را ، خدا و رسول اسلام و علی و تشیع علی را مکتب نجات و آزادی و برابری بشری می دانیم و پیشگام نهضت عدالتخواهانه و رهایی بخش انسانی در جهان و در عین حال با شرمی درد آور می بینیم افتخار آزادی بردگان در جهان نصیب غرب می شود و فتوای تحریم بردگی را رئیس جمهور آمریکا صادر می کند و نه اسلام ! و از حوزه های دینی و علمی اسلام هنوز صدای خواجه و مولی بلند است و شگفت آور که در بازار اسلامی و حتی در میان طوایف بدوی ما برده فروشی بر چیده شده است ، دانشگاه امام صادق هنوز از برنامه درسی اش حذف نکرده است و در کلاس های درس معارف اهل بیت هنوز وجود دارد !
چه ها که نکرد این جادوی سیاه ...
از خون تریاک ساخت ، از شهادت مایه ذلت ، از شهید زنده قبر مرده ، از تشیع جهاد و اجتهاد و اعتراض تشیع تقیه و تقلید و انتظار به معنی نفاق از ترس و گریز از فهم و فرار از مسئولیت که مساویست با لش بودن ! علی را رستم داستان شاهنامه کرد آن هم نه در رزمگاه که در خانقاه ، و فاطمه را زنی نالان که تمام همتش این است که ملکی را که دولت از او بناحق مصادره کرده است پس بگیرد و تمام سخنش آه و نفرین ودیگر هیچ !
و حسن را .... شرم دارم بگویم ؛ و حسین را ، پس از مرگ همه خویشاوندانش و پس از آن که همه همگامان وفادارش در راه او ، در راه سرفرازی و عزت خاندان او ، خود را بر مرگ سرخ عرضه می کنند و قهرمانانه می میرند تا تن به ذلت ندهند او کودکش را بر می گیرد و با لحنی که دشمن را به رقت آورد و جلاد را به رحم از ماموران پست دستگاه یزید آب خوردن التماس می کند !
و زینب را ، زنی که مردانگی در رکابش جوانمردی آموخت، زنی که تا قیام آغاز شد شویش را طلاق گفت و دو فرزندش را به قربانگاه آورد و در مرگشان هیچ نگفت ، آنگاه (زبان علی در کام ، رسالت حسین بر دوش ، کاروان اسیران در پی ، تنها و دربند) همچون صاعقه بر پایتخت قساوت و بارگاه وحشت فرود آمد و فریادی بر آورد که هزار سال ، دستگاه های تبلیغاتی بنی امیه و بنی عباس و سلاطین ترک و تاتار و غزنوی و سلجوقی و غز و مغول و تیموری و ایلخانی نتوانستند خاموشش کنند اما منبر های مصیبت بار روحانیت بزودی توانستند آن را نوحه کنند.
و عباس بن علی (برادر حسین را ) قهرمان نبرد بی مانند تاریخ ، سیمایی که روزگار از آن جز حماسه و مردی نمی شناسد پرسوناژ پارتی های زنانه ، سمبل سفره کردند.
و ...... دیگر شرم دارم که ادامه دهم ، نه تنها نمی توانم از آنچه در تبلیغات عامیانه از شخصیت ائمه ساخته اند و می سازند یاد کنم بلکه آنچه را که در کتاب های معروف و مورد اعتقاد و ارجاع است ، قدرت ندارم که بر زبان آورم ...
یا علی ...![]()
این وبلاگ اشاعه دهنده و بیان کننده تفکرات معلم شهید دکتر علی شریعتی از منظر اینجانب